X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

جامعه شناسی

تاریخچه، نظریه راتر

نظریه راتر قویاً تحت تاثیر کارهای آدمی بوده است. وی مانند اسکینر و تدورا اعتقاد دارد که بیشتر رفتارها آموختنی است. اما با نظر اسکینر در این مورد که رفتار صرفاً بوسیله متغیرهای بیرونی شکل داده می شود مخالف است وی همچنین از روش مطالعه اسکینر که روش فک آزمونی معروف است انتقاد می کند و معتقد است که روش او نماینده یادگیری در جهان واقعی یعنی محیطی که ما در آن واکنش متقابل و تعامل داریم، نیست همین طور مطالعات اسکینر روی حیوانات را مورد انتقاد قرار می دهد و معتقد است که چنین پژوهشهایی تنها باید به عنوان نقطه آغاز برای ترک رفتار پیشینه انسان تلقی شود به همین جهت راتر و پیروانش تحقیقات خود را صرفاً روی آزمودنی های انسان متمرکز کرده اند. (کریمی، 1375، ص 198).

راتر گسترده تر از بتدورا در فرآیندهای شناختی می پردازد. برخی از روانشناسان می گویند که راتر دارای رفتارهای «شناختی شده» می باشد. (کانتور، و زیر کل 1990، ص 137).

وی پیشنهاد می کند که ما خود را به صورت موجوداتی هشیار که قادر به تاثیرگذاری و تجربیاتمان هستیم و تصمیماتی می گیریم که زندگیمان را تنظیم میکنددرک می نماییم(سیدمحمدی، 1357، ص 451).

نقش پدر خانواده و تاثیر آن بر عزت نفس کودکان

خانواده نخستین محیط اجتماعی است که کودک را زیر سرپرستی و مراقبت قرار می دهد. از این رو بیش از تمام محیط های اجتماعی در رشد و تکامل فد تاثیر می گذارد، خانواده اولین محیطی است که الگوی جسمی روانی فرد در آن شکل می گیرد. ریشه بروز بسیاری از فضائل و رذایل انسانی در خانواده است. از آنجا است که مبارزه، عشق، نفرت، اعتماد، بی اعتمادی و ... زاده می شود.

آدامز (1992) در این باره می گوید: محققین در این مورد که پدر یا مادر کدامیک بیشترین تاثیر را بر روابط آینده نوزاد می گذارند. اختلاف نظر دارند. بولبی (1985) روابط مادر نوزاد به مثابه پیش الگوی تمام روابط خود معرفی می کند. در صورتیکه به نظر میرلو(1986) پدر پل روابط بین کودک و دنیای وسیع بیرونی بوده و الگویی برای بسیاری از روابط اجتماعی وی خواهد شد. از نظر سالیوان (1972) عدم همدلی پدر با فرزند مذکر موجب می شود که وی وابستگی شدیدی نسبت به مادر خود پیدا کند.

معرفی کتاب

این کتاب در مراتبی برای عزیزان تجزیه و قرار داده میشود

در ضمن به زودی با کانال مفید ما همراه شوید قابل توجه دانشجویان گرامی

شرایط تکوین نظریه های متأخر از کلاسیک ها

 همان طور که ملاحظه کردید در طبقه بندی قاب ۱٫۱، نظریه ها بر اساس نظریه های کلاسیک و متأخر طبقه بندی نشده است. اگر چه نظریه های رشته جامعه شناسی در طول قرن بیستم تغییر کرده اما این تغییرات باعث دگرگونی بنیادی در ویژگی های اصلی نظریه پردازی نشده است. با این همه، می توان نظریه ها را به کلاسیک و متأخر، مانند قاب ۱.۲، تفکیک کرد که معمولا جامعه شناسان با معیارهای متفاوتی آنها را از یکدیگر جدا می کنند. به نظر می رسد یکی از این ملاک های تعیین کننده برای تفکیک نظریه های کلاسیک و متأخر، تغییرات چشمگیر شرایط زندگی اجتماعی مردم در دوره متأخر نسبت به دوره کلاسیک هاست (گیدنز، ۱۳۷۷: ۷-4)

 
ادامه مطلب

دگرگونی اجتماعی، جریانهای فکری و جامعه شناسی اولیهٔ آمریکا

 روسکو هینکل (۱۹۸۰) و الزورت فورمن (۱۹۸۰) در تحلیل هایشان از جامعه شناسی اولیهٔ آمریکا چند زمینهٔ بنیادی را برای پیدایش نظریهٔ جامعه شناسی در آمریکا برشمرده اند. مهمترین زمینه دگرگونی هایی است که پس از جنگ داخلی درجامعهٔ آمریکایی رخ داد (برامسون، ۱۹۶۱). در فصل نخست، دربارهٔ یک رشته از عوامل دخیل در تحول نظریهٔ جامعه شناسی اروپا بحث کردهایم؛ عواملی چون صنعتی شدن شهر گرایی در تحول این نظریه در آمریکا نیز نقشی تعیین کننده داشتند. به نظر فورمن، نخستین جامعه شناسان آمریکایی امکانات مثبتی را برای صنعتی شدن قایل بودند، اما از خطرهای آن نیز به خوبی آگاهی داشتند. هرچند که این جامعه شناسان به افکار مربوط به خطرهای صنعتی شدن که جنبش کارگری و گروه های سوسیالیست ایجاد کرده بودند کشش داشتند، اما با ترمیم ریشه ای جامعه موافق نبودند. آرتور ویدیک و استنفورد لایمن (۱۹۸۵) بررسی درجهٔ یکی را دربارهٔ تأثیر مسیحیت، به ویژه پروتستانتیسم، در پایه گذاری 

جامعه شناسی آمریکا انجام دادند به نظر آنها، جامعه شناسان آمریکایی علاقهٔ پروتستانها به نجات دادن جهان را همچنان حفظ آنها استدلال می کنند«از سال ۱۸۵۴، که نخستین آثار جامعه شناختی در ایالات متحد پدیدار شدند تا آغاز جنگ جهانی نخست، جامعه شناسی در واقع واکنشی اخلاقی و فکری در برابر مسایل زندگی، اندیشه، نهادها اصول اعتقادی آمریکا بوده است»

 (ویدیک لایمن، ۱۹۸۵، ص ۱). جامعه شناسان آمریکایی در پی تشخیصی، بررسی و حل این مسایل اجتماعی بودند. در حالی که کشیشها برای حل این مسایل و رفع مشکلات مردم در چهارچوب کلیسا کار می کردند، جامعه شناسان همان کار را در داخل جامعه انجام میدادند. بیشتر این جامعه شناسان به خاطر ریشه ها و تقارن های مذهبی شان با مشروعیت

پشت سر گذاشت، اما در محیط انعطاف پذیرتر نظام نوین دانشگاهی آمریکا، آسانتر راهش را باز کرد. عامل دیگر، تأثیر نظریهٔ جامعه شناسی جاافتادهٔ اروپایی بر نظریهٔ جامعه شناسی آمریکا بود. نظریه پردازان اروپایی بیشتر نظریهٔ جامعه شناسی را آفریده بودند و آمریکاییان می توانستند روی همین زمینه کار کنند. برای آمریکاییان، مهمترین شخصیتهای جامعه شناسی اروپا اسپنسر و کنت بودند. زیمل در نخستین سالهای جامعه شناسی آمریکا اهمیت داشت، ولی دورکیم، وبر و مارکس تا چندین سال تأثیر نمایانی بر جامعه شناسی ایالات متحد نداشتند. برای نمایاندن تأثیر نظریهٔ اولیهٔ اروپایی بر جامعه شناسی آمریکا، شرح تاریخ افکار هربرت اسپنسر، جالب و آموزنده است.

http://s3.picofile.com/file/8223240800/%D9%84%D9%88%DA%AF%D9%88%DB%8C_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF94.jpg

1 2 3 4 5 ... 39 >>