X
تبلیغات
رایتل

جامعه شناسی

قانون پیشرفت بشر از دیدگاه کنت


کنت حتی در همان اویل کار خود در سال 1822که هنوز شاگرد سن سیمون بود برای خود این وظیفه را قائل شده بود که کشف کند که چگونه نوع بشر از طریق پشت سر گذاشتن رشته ثابتی از دگرگونی های پی در پی از حالتی نچندان برتر از میمون های عالی به تدریج به نقظه ای رسید که اروپای متمدن امروزه در آن سیر می کند.کنت با به کار بستن آنچه که خود روش مقایسه علمی در گذشت زمان نامید به مفهوم بنیادی خویش دست یافت که همان قانون پیشرفت بشر یا قانون سه مرحله ای است. (در ادامه مطالعه نمایید )


 تکامل ذهن بشر به قرینه تکامل ذهن فردی صورت گرفته است. انتوژنی تحول اورگانیسم فردی بشر ، یاداوری فیلوژنی یعنی تحول گروه های بشر یا تحول نوع سراسر بشر میباشد . هریک از ما ها در کودکی یک مومن دوآتیشه و در بلوغ یک مابعدالطبیعه گرای انتقادی و در بزرگ سالی یک فیلسوف طبیعی هستیم . نوع بشر همین سه مرحله عمده را در فراگرد رشد خویش پشت سر گذاشته است . به نظر کنت هریک از مراحل تکاملی اصلی ذهنی بشر ضرورتاًاز بطن مرحله پیشین آن پدید می آید. ساخته شدن هر نظام نوی تنها پس از نابودی نظام کهنه و تحقق بلفعل امکانات بالقوه سامان ذهنی پیشین امکان پذیر است حتی برای برترین اذهان نیز تشخیص ویژگی های دوره بعدی بدون نزدیک شدن کامل به آن امکان پذیر نیست . باید پذیرفت که قانون سه مرحله ای کنت وجهه ای به شدت ذهن گرا و ایده آلیستی دارد . با این همه همان گونه که پیش از این یادآور شده ایم او هریک از مراحل ذهنی بشر را با یک نوع سازمان اجتماعی و سلطه سیاسی خاص آن مرحله مرتبط ساخته بود.

مرحله خداشناسی که تحت سلطه کاهنان است و مردان نظامی در آن فرمانروایی می کنند.

مرحله مابعدالطبیعی که به گونه ای مبهم به قرون وسطی و عصر رنسانس راجع است تحت سلطه مردان کلیسا و حقوقدانان میباشد.

مرحله اثباتی که تازه آغاز شده است تحت سلطه مدیران صنعتی و هدایت اخلاقی دانشمندان خواهد بود

به همین ترتیب در مرحله نخست ، خانواده واحد اجتماعی الگو را میسازد در دومین مرحله،دولت اهمییت اجتماعی پیدا می کند و در سومین مرحله کل نوع بشر واحد اجتماعی اصلی خواهد بود .

  


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.